بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد الله والصلاه علی سیدنا محمد وعلی آله وصحبه وتابعیین
واما این مقاله ای هست در افشای دروغهای مدیر سایت ولی عصر (شما بخوانید دروغ عصر) در مورد اکاذیب واباطیلی که از کتاب خطیب بغدادی آورده در مذمت امام ابوحنیفه رضی الله عنه
دروغهایی که قزوینی از کتاب تاریخ بغداد آورده به شرح زیر هست .قبل از شروع متذکر می شوم که کتاب تاریخ بغداد کتاب تاریخی هست واز روایات ضعیف وباطل در آن خیلی خیلی زیاد استفاده شده.
امام حافظ عبدالبر المالکی رحمه الله در مورد امام ابوحنیفه می فرماید(نعمان بن ثابت التیمی امام اصحاب رای در ساله 80 هجری متولد شد صحابی بزرگ انس بن مالک رضی الله عنه را دیدو از عطاء بن ابی رباح حدیث وفقه شنید)جامع البیان العلم والفضله
سپس می فرماید (علما هیچ اختلافی در فقیه بودن ابوحنیفه ندارند وابن مبارک وسفیان ثوری می گویند که ابوحنیفه فقیهترین مردم هست.وامام شافعی در مورد ابوحنیفه می فرماید مردم در فقه جملگی عیال ابوحنیفه اند)وفیات الاعیان 5:35
اما آنچه که خطیب بغدادی که خدا او را عفو کند در مورد ابوحنیفه روایت کرده از اباطیل واکاذیب هست وما در ادامه ثابت می کنیم وحتی در زمان حیات خطیب ودر زمان بعد او ده ها کتاب در ردش نوشته شده برای مثال امام ابن جوزی رحمه الله ردی مفصلی بر کتاب تاریخ بغداد نوشته است .
روایت اول(
أنبأنا محمد بن أحمد بن رزق أخبرنا محمد بن العباس بن أبی دهل الهروی حدثنا أحمد بن محمد بن یونس الحافظ حدثنا عثمان بن سعید الدرامی قال : سمعت محبوب بن موسى یقول : سمعت ابن أسباط یقول : ( ولد أبو حنیفة وأبوه نصرانی )
معنی (ابن اسباط می گوید که ابوحنیفه وپدرش نصرانی بودند .ودر روایتی دیگر می گوید ابوحنیفه و یارانش یهودی اند)
امام حکم ودرجه روایت: ضعیف : ففیه یوسف بن أسباط قال أبو حاتم : لا یحتج به, وقال البخاری كان قد دفن كتبه, فكان لا یجیء بحدیثه كما ینبغی .. میزان الاعتدال (( 4 / ترجمة 9456
(همانطور که مشخص شد روایت ضعیف هست بدلیل ضعف ابن اسباط و حافظ ابوحاتم می گوید اصلا به سخنانش اهمیتی داده نمی شود .امام بخاری نوشته هایش را دفن می کرد ).
أخبرنا محمد بن الحسین بن الفضل القطان أخبرنا عبد الله بن جعفر بن درستویه حدثنا یعقوب بن سفیان حدثنی علی بن عثمان بن تفیل حدثنا أبو مسهر حدثنا یحیى بن حمزة – وسعید یسمع – أن أبا حنیفة قال : ( لو أن رجلاً عبد هذه النعل یتقرب بها إلی الله لم أر بذلك بأساً. فقال سعید : هذا كفر صراحا ) .
الحدیث ضعیف : فیه عبد الله بن جعفر بن درستویه, حكى الخطیب عن البرقانی تضعیفه .
معنی (روایت می کنند که اباحنیفه فتوی داده اگر کسی به کفشه لنگی بسوی خدا تقرب کند ایرادی بر او نیست )
حکم حدیث ضعیف به دلیل عبدالله بن جعفر بن درستویه.
أخبرنا أبو القاسم عبد الرحمن بن محمد بن عبد الله السَّراج – بنیسابور – أخبرنا أبو الحسن أحمد بن محمد بن عبدوس الطرائفی حدثنا عثمان بن سعید الدرامی حدثنا محبوب بن موسى الأنطاكی قال : سمعت أبا إسحاق الفرازی یقول : سمعت أبا حنیفة یقول : ( إیمان أبی بكر الصدیق وإیمان إبلیس واحد, قال إبلیس یا رب وقال أبو بكر یا رب, قال أبو إسحاق : ومن كان من المرجئة ثم لم یقل لهذا. انكسر علیه قوله ) .
روایت بعدی می گوید که (ابوحنیفه گفته که ایمان ابوبکر الصدیق وایمان شیطان یکی هست وهر دو می گفتند یا رب)
حکم حدیث:ضعیف : فیه محبوب بن موسى الأنطاكی . قال الدارقطنی : صویلح ولیس بالقوی وقال أبو داود : ثقة لا یلتفت إلی حكایاته إلا من كتاب .. میزان الاعتدال (( 3 / 442 )) وكذلك أبو إسحاق الفزاری : منكر الحدیث
همانطور که می بینیم ابواسحاق الفزاری منکر الحدیث هست
الانطاکی عم طبق قول امام دارقطنی وابوداوود ضعیف هستند.
أخبرنا أبو القاسم إبراهیم بن محمد بن سلیمان المؤدب – بأصبهان – أخبرنا أبو بكر بن المقرئ قال : حدثنا سلامة بن محمود القیسی – بعسقلان – حدثنا عبد الله بن محمد بت عمرو قال : سمعت أبا مسهر یقول : ( كان أبو حنیفة رأس المرجئة ) .
(روایت دیگر که می گوید ابوحنیفه رییس مرجئه هست)
حکم حدیث:
الحدیث ضعیف : فیه أبو بكر المقرئ, قال الخطیب نفسه : فی أحادیثه مناكیر بأسانید مشهورة, وقال البرقانی : كل حدیثه منكر (( انظر تاریخ بغداد / 635 )) .
حدیث ضعیف هست وهمانطور حتی خود خطیب بغدادی اعتراف کرده ابوبکر المقری خزعبلات روایت می کرده و برقانی می فرماید که کل حدیث این اقا منکر هست.
روایت بعدی که از قول احمد بن حنبل روایت شده که گفته (سخن ابوحنیفه وسرگین نزد من یکی هست)
حدیث باطل و ساخته شده هست (زیرا امام احمد شان ومقامش از این سخنان بالاتر هست واو اعلم به سنت رسول الله هست .حتی وقی پسرش عبدالله از پدرش می پرسد که مردم درمورد یزید اختلاف کردند نظر شما چیست؟میفرماید که ان الله لا یحب الظالمین .پسر می پرسد ایا او را لعن می کنی؟می فرماید پسرم کی پدرت رادیدی که کسی را لعن کرده باشد؟
پس از این امام والا مقام که حتی کسی را لعن نکرده هست چگونه به فقیهی مانند ابوحنیفه نسبت سرگین می دهد؟والعیاذ بالله
واین روایات چیزی بغیر از اکاذیب وتعصبات نیست که به این ائمه همام نسبت داده اند وقتی رسول الله از احادیث کذبی که به او نسبت دادند در امان نیست چه برسد به ائمه اربعه؟!
قابل ذکر هست که قزوینی در نوشته های خود چاپلوسانه خواسته خود را دلسوز اهل سنت نشان دهد غافل از اینکه مچ اهل تقیه ونفاق برای اهل سنت خیلی مدت هست که باز شده
مثلا قزوینی در ادامه سخنی که به دروغ به امام احمد نسبت داده اند مبنی بر اینکه سخن ابوحنیفه وسرگین یکی هست. با تمام پرویی می گوید(معذرت از عزیزان اهل سنت حنفی ما قصد توهین نداریم فقط سخن احمد حنبل را ترجمه کردیم)
می گویم :خداوند دروغگویان را بکشد اگر تو دلسوز اهل سنت بودی بعد از اینکه این شبهات را آوردی می توانستی اسناد ودر جه احادیث را هم بیاوری تا حق خوب روشن شود اما کار تو امثالک بجز شبهه افکنی وستت کردن ایمان اهل سنت نیست .که الحمد الله دروغ دیگری از دروغهای بیشمارت آشکار شد.
امثال قزوینی باید به این صورت خودی نشان دهند والا الان در شبکه المستقله علمای اهل سنت منتظر مکار م شیرازی و قزوینی برای مناظره هستند ولی این دو نفر خبری ازشان نیست وفقط دل خود را به این اباطیل خوش کرده اند.
اضافات(واصل روایت در تاریخ بغداد هست كه نام سیدنا آدم را به جای ابوبكر آورده واین به عنوان مقارنه بین آدم وابلیس هست وقصد ابوحنیفه رحمه الله همتوضیح این مسئله بوده نه اینكه بخواهد طعن به ابوبكر بزند كه ای مردم ابوبكر وابلیس ایمانشان یكی هست والعیاذ بالله.
اما اگر بگیریم كه اصلا حدیث صحیح صحیح
باز هم طعنه ای بر سیدنا ابوبكر الصدیق الاكبر نیست واصل روایت در تاریخ بغداد هست كه نام سیدنا آدم را به جای ابوبكر آورده واین به عنوان مقارنه بین آدم وابلیس هست وقصد ابوحنیفه رحمه الله همتوضیح این مسئله بوده نه اینكه بخواهد طعن به ابوبكر بزند كه ای مردم ابوبكر وابلیس ایمانشان یكی هست والعیاذ بالله.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــ
عن الفزاری قال : " قال أبو حنیفة إیمان آدم و إیمان إبلیس واحد قال إبلیس ( رب بما أغویتنی ) وقال ( رب فأنظرنی إلى یوم یبعثون ) وقال آدم ( ربنا ظلمنا أنفسنا ) ".
توجه كنید
(قول ابلیس :رب بما أغویتنی لأزینن لهم فی الأرض ولأغوینهم أجمعین ( الحجر-39)
قال رب فأنظرنی إلى یوم یبعثون ( ص -79)
وحالا قول آدم
(قالا ربنا ظلمنا أنفسنا وإن لم تغفر لنا وترحمنا لنكونن من الخاسرین ( الأعراف-23)
از آیات كریم می فهمیم سیدنا آدم مومن به الله سبحان تعالی هست و به سوی او دعا می كند.می گوید (قالا ربنا ظلمنا أنفسنا وإن لم تغفر لنا وترحمنا لنكونن من الخاسرین ( الأعراف-23)
وشیطان مومن به وجود الله تعالی هست واو را می خواند همانطور كه در آیه قران آمده(قال رب بما أغویتنی لأزینن لهم فی الأرض ولأغوینهم أجمعین ( الحجر-39)
قال رب فأنظرنی إلى یوم یبعثون ( ص -79)
معنی اینكه هردو مومن به وجود آلله هستند هردو ایمان دارند خدا هست هم آدم هم ابلیس ولی فرقش این هست كه آدم الله جل واعلی طلب مغفرت بخشش می كند ولی ابلیس غرور می كند استكبار دارد و استغفار نمی كند
معنی اینكه در ایمان متفق هستند هر دو ولی در عمل اختلاف دارند آدم وابلیس .
پس معنی روایت چیز دیگری هست این در مورد ایمان هست مسئله ایمان كه ایمان با عمل هست نه بدون عمل .واصلا ربطی به طعنه به مقام والای صدیق امت ابوبكر رضی الله تعالی عنه ندارد.
والحمد الله رب العالمين
+
????? ??? ?? چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388???? 17:48 ???? نشریه اصلاح