تفسیر سوره ی «تکاثر»
خداوند متعال [به لطف و رحمت خود ] ، در [دعوت انسان به سوی بندگی خود ] ، ابتدا او را از خواب غفلت بیدار می کند [و او را این چنین خطاب قرار می دهد ] که: ای انسان ! چنین تصور مکن که وضعیت موجود و این زندگی دنیایی [ که به آن عادت کرده ای ] تا ابد این گونه خواهد بود و تغییر و تحولی نخواهد یافت . ای انسان ! این را بدان که ناگهان تغییری روی می دهد که تمام این جهان را بر هم می زند.
لازم به ذکر است که ، انسان طبیعتا" وقتی با چیزی خو گرفت ، چنان تصور می کند که هرگز از آن جدا نمی شود و آن چیز هرگز ازبین نمی رود . انسانی که به دنیا و مال و ثروت و نعمت و امکاناتش دل خوش می کند و به آنها خو گرفته است ، کم کم فراموش می کند که روزی خواهد آمد و هر آن چه دارد تمام می شود و از بین می رود . این جاست که باید از خواب غفلت بیدار شود و به خود بیاید که چنین تصوری درست نیست . این وضعیت و زندگی روزی از بین می رود . این جهان روزی تغییر خواهد کرد . وضعیت دیگر و جهانی دیگر به وجود خواهد آمد که هیچ شباهتی با این دنیا ندارد . در همین راستا بسیاری از آیات قرآن به این تغییر و دگرگونی اشاره می کنند و از به وجود آمدن وضعیت دیگری خبر می دهند وضعیتی که در آن انسان بعد از مردن دوباره زنده می شود [و در دادگاه و محکمه ی خدا حاضر می شود ] تا محاکمه شود . [برای نمونه ] در سوره ی ((تکاثر)) کسانی را خطاب قرار می دهد که از قیامت و انجام وظیفه و مسئولیت خود غافل هستند ، و به امکانات و نعمت های دنیایی به عنوان هدف نگاه می کنند و از یاد برده اند که این نعمت ها وسیله ای هستند برای شناخت خدا و راه او و انتخاب آن ، و این را فراموش کرده اند که روزی خواهد آمد که در آن به دادگاه خدا احضار می شوند و از آن ها این گونه سؤال خواهد شد که : (( از امکانات و نعمت های خداوند چگونه استفاده کردید ؟ )) آن ها را این چنین خطاب قرار می دهد که :
أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ ﴿ 1 ﴾. حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ ﴿ 2 ﴾
[ ای انسان های غافل ! ای آنان که ] چنان سرگرم ومشغول به دست آوردن مقام و موقعیت دنیایی شده اید و در این راه با هم مسابقه می دهید که مسئولیت و وظیفه ی خود را فراموش کرده اید . آیا نمی دانیدرأی حضرت فاروق رضی الله عنه درباره استغفار برای منافقین :
عبدالله بن ابی منافق پسری داشت بنام عبدالله که مرد مؤمن و مخلصی بود ، بسیار کوشش می کرد که پدرش مسلمان شود . لیکن نعمت اسلام نصیبش نشد ، پسرش عبدالله از آن حضرت (ص) درخواست کرد که برای پدرم استغفار و طلب آمرزش بفرما .
پیامبر اکرم (ص) برای دلجویی پسرش که مؤمن مخلصی بود ، استغفار و دعا را آغاز فرمود . چون حضرت فاروق (رض) دعا را شنید ، عرض کرد : یا رسول الله اگر شما برای این منافق دعا بخوانید یا نخوانید یکسان است . ایمان نصیبش نخواهد شد ولو اینکه برای او هفتاد مرتبه دعا و استغفار کنید. همانگونه که حضرت عالی بهتر می دانید ، او مورد مغفرت خداوند متعال قرار نخواهد گرفت .
از یک طرف حضرت فاروق (رض) آن کلمات را داشت عرض می کرد که از طرف دیگر وحی الهی مطابق رای فاروق اعظم (رض) بر پیامبر گرامی اش نازل گشت ؛
چنانکه رب العالمین ارشاد فرمود :
((سَوَآءَ عَلَیهِم اَستَغفَرتَ لَهُم اَم لَم تَستَغفِرلَهُم لَن یَغفِرَ اللهُ لَهُم )) (سوره منافقون/6)
(یکسان است که برای ایشان طلب مغفرت کنی یا طلب مغفرت نکنی خداوند متعال ایشان را هرگز نخواهد بخشید.)
تفسیر سوره ی قارعه :
وضعیت همیشه به گونه ای نیست [ که انسان به آن عادت کرده و بدان خو گرفته است ] و این گونه نیز ادامه پیدا نخواهد کرد . روزی خواهد آمد و تمام این جهان [ و نظم حاکم بر آن ] ، تغییر می کند :
الْقَارِعَةُ
﴿ 1 ﴾ .مَا الْقَارِعَةُ ﴿ 2 ﴾ .وَمَا أَدْرَاکَ مَا الْقَارِعَةُ ﴿ 3 ﴾ .حادثه کوبنده ! تو چه میدانی و چه چیزی تو را آگاه کرده است که این حادثه کوبنده چیست ؟ تاکنون از جایی چیزی در مورد آن رویداد به تو گفته نشده . تو نمی دانی این رویداد کوبنده چیست . پس گوش کن تا آن را برایت بیان کنم . آن رویداد و حادثه ، رویدادی است که در ابتدای قیامت رخ خواهد داد . رویداد و حادثه ای که کره ی زمین را بر هم می زند و ویران می کند . در آن روز :
يَوْمَ يَکُونُ النَّاسُ کَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ
﴿ 4 ﴾ .وَتَکُونُ الْجِبَالُ کَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ ﴿ 5 ﴾ مردم همانند پروانه های پراکنده آشفته و سر گردانند .اگر کسی سنگی به سوی تعدادی پروانه که روی بوته ای نشسته اند ، بیندازد ، پروانه ها هر کدام بی هدف به سمت و سوی [ نامشخصی ] به پرواز در می آیند . حال و وضع مردم نیز در قیامت ، آن گاه که از طرف خداوند متعال فرمانی مبنی بر تغییر جهان هستی و بر هم خوردن عالم صادر می شود چنین است . در آن روز ، زمین چنان ضربه ای می خورد و چنان تغییر می کند که انسان ها همگی ، چون آن پروانه ها ، آشفته و سرگردان و حیران و بدون هدف ، [ تنها و تنها از ترس آن چه اتفاق افتاده ] ، به سمت و سوی نا مشخصی می روند . در آن روز این کوه های محکم و استوار که زمین را نگه داشته اند ، هم چون پشم رنگارنگ [ حلاجی شده ] در هم آمیخته می شوند . از آنجا که کوه ها دارای خاک های گوناگون با رنگ های متنوع هستند ؛ برخی سیاه و برخی قرمز و برخی سفید و... در آن روز (قیامت) و در اثر آن ضربه ، همه با هم مخلوط شده و هم چون پشمی می گردند که در هم و بر هم شده باشد .
این رویداد ی است که اتفاق می افتد و چنین می کند . حال ، پس از آن چه خواهد شد ؟
فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ
﴿ 6 ﴾ .فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ ﴿ 7 ﴾