قرآن كريم نسبت به كتابهاي آسماني گذشته چندين امتياز و برتري دارد، از جمله:
1- قرآن كريم با لفظ و معنا و تمام حقايق كوني و علمي اي كه در آن وجود دارد معجزه است.
2- قرآن آخرين كتاب آسماني است كه خداوند بوسيلة آن به نزول كتابهايش پايان داده، همچنانكه با پيامبرمان صلي الله عليه وآله وسلم به بعثت پيامبرانش پايان داده است.
3- خداوند بر خلاف كتابهاي ديگر كه در آنها تحريف شد مسؤليت حفاظت قرآن كريم از هر گونه تحريف و تبديل را خود به عهده گرفته است.
4- قرآن كريم تصديق كنندة كتابهاي پيش از خود و غالب بر آنها است.
5- كما اينكه قرآن كريم ناسخ تمام كتابهاي آسماني گذشته است.
خداوند متعال مي فرمايد:
(مَا كَانَ حَدِيثاً يُفْتَرَى وَ لَكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَهُدىً وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ[59])
«(قرآن) سخني نبود كه (به دروغ) بربافته شده باشد. بلكه تصديق كنندة كتابي است كه پيش از آن است و بيانگر هر چيزي، و براي گروهي كه ايمان مي آورند )ماية) هدايت و رحمت است».
و آنهم بر سه نوع تقسيم مى شود:
1 ـ شرك أكبر.
2 ـ شرك أصغر.
3 ـ شرك خفي و پنهانى.
شرك أكبر خـداوند گناه او را نمى بخشد و هيچ عمل صالح و نيك را با آن قبول نمى كند.
خداوند مى فرمايد: )إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِيدًا(116)(. [النساء].
[خداوند نمى بخشد كه به او شرك آورده شود و جز آن را براي هركس كه بخواهد، مى آمرزد، و هركس به خداوند شرك آورد، به گمراهي دور و درازي گرفتار آمده است].
و مى فرمايد: )لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُواْ اللّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ(72)(. [المائدة].
[به راستي كسانى كه گفتند: خداوند همان مسيح فرزند مريم است، كافر شدند، حال آنكه (خود) مسيح گفته بود: اي بنى اسرائيل، خدا را كه پروردگار من، و پروردگار شماست، بپرستيد. بى گمان كسى كه به خداوند شرك آورد، خداوند بهشت را بر او حرام مى گرداند و جايگاهش آتش(دوزخ) است. و ستمكاران ياوراني ندارند].
و همچنين مى فرمايد: )وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُورًا(23)(. [الفرقان].
[و به هرگونه كاري كه كرده اند، مى پردازيم. سپس آن را (چون) غبارِ بر باد رفته گردانديم].
و مى فرمايد: )لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ(65)(. [الزمر].
[اگر شرك آوردي، بى گمان عملكردت نابود شود. و به يقين از زيانكاران شوي].
و همچنين مى فرمايد: )وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ(88)(. [الأنعام].
[و اگر شرك مى ورزيدند، آنچه را كه كرده بودند، از(نامه اعمالِ) آنان زدوده مى شد].
كلمه (لا إله إلاَّ الله) فضيلتهاي بسيار دارد و نزد خداوند مكانت و منزلت عظيم و بزرگي ايفا مى كند، و كسيكه آنرا بطور يقين و صادقانه از قلب بگويد خداوند او را به بهشت وارد مى كند، و كسيكه آنرا بطور دروغين بگويد در دنيا جان و مال او مصون بوده، ولي كيفر خود را در روز قيامت خواهد ديد، و (لا إله إلاَّ الله) كلمه اي كوتاه و مختصري است و حروف آن بر زبان سبك است، ولي در ترازوي اعمال سنگين مى باشد، چنانكه أبوسعيد الخدرى (رض) از رسول اكرم (ص) روايت مى كند كه فرمود: ((قال موسي يا رب علمني شيئاً أذكرك وأدعوك به، قال يا موسي: قل لا إله إلاَّ الله، قال: كل عبادك يقولون هذا، قال: يا موسي لو أنَّ السموات السبع وعامرهن غيرى، والأرضين السبع في كفة ولا إله إلاَّ الله في كفة، مالت بهنَّ لا إله إلاَّ الله)). [الحاكم وابن حبان في مواد الظمآن 2324].
موسي u بخداوند گفت: خدايا! بمن چيزي بياموز تا با آن تو را يادآوري كنم، خداوند فرمود: بگو: (لا إله إلاَّ الله)، موسي u گفت: تمامي بندگانت آنرا مى گويند، خداوند فرمود: اي موسي اگر آسمانهاي هفتگانه و آنچه در آن است از كوكب و تمامي هستىها غير از خدا، و زمينهاي هفتگانه در يك طرف ترازو و (لا إله إلاَّ الله) در طرف ديگر ترازو باشند، (لا إله إلاَّ الله) بر طرف ديگر غلبه خواهد كرد (سنگين) خواهد شد.
پس اين حديث بر اين دلالت مى كند كه كلمهء (لا إله إلاَّ الله) بهترين ورد مى باشد.
و عبدالله بن عمر رضي الله عنهما روايت مى كند كه رسول اكرم (ص) فرمودند: ((خير الدعاء دعاء يوم عرفة، وخير ما قلت أنا والنبيون من قبلي لا إله إلاَّ الله وحده لا شريك له، له الملك وله الحمد، وهو علي كل شيء قدير)). [أحمد والترمذي].
بهترين دعاها دعاي روز عرفه است، و بهترين چيزي كه من و پيامبران قبل از من مى گفتند: لا إله إلاَّ الله وحده لا شريك له، له الملك، وله الحمد، وهو علي كل شيء قدير است.
و همچنين از آنچه بر سنگيني آن در ترازوي اعمال افزون مى كند حديث ديگري است كه عبدالله بن عمرو رضي الله عنهما روايت كرده كه رسول اكرم (ص) فرمودند: ((يصاح برجل من أمتي علي رؤوس الخلائق يوم القيامة فينشر له تسعة وتسعون سجلاً، كل سجل منها مد البصر، ثم يقال أتنكر من هذا شيئاً، فيقول لا يا رب، فيقال: ألك عذر أو حسنة، فيهاب الرجل فيقول لا، فيقال: بلي إنَّ لك عندنا حسنات، وإنَّه لا ظلم عليك، فيخرج له بطاقة فيها أشهد أن لا إله إلاَّ الله، وأشهد أنَّ محمداً عبده ورسوله، فيقول يا رب ما هذه البطاقة مع هذه السجلات، فيقال: أنَّك لا تظلم، فتوضع السجلات في كفة والبطاقة في كفة فطاشت السجلات وثقلت البطاقة)). [الترمذي، والحاكم وغيرهما].
بر مردي از امت من در بين خلايق فريادي كرده و نود نه صحيفه(كارنامه) اعمال و كردار او را پهن كنند، و درازي اين صحيفه ها تا آنجا كه چشم مى بيند دور است، سپس گفته مى شود: آيا چيزي از اين گناهان را انكار مى كني؟ در جواب مى گويد: خير اي پروردگار! گفته مى شود: آيا عذري و يا حسنه اي داري؟ آنمرد ترسيده و مى گويد: خير، گفته مى شود: بلى حسنات و نيكىهاي بسياري براي تو نزد ماست، هرگز بر تو ظلم نمى شود، سپس يك كارت براى او بيرون آورده مى شود كه در آن نوشته: أشهد أن لا إله إلاَّ الله، وأشهد أنَّ محمداً عبده ورسوله، آنمرد مى گويد: خدايا! اين كارت مقابل اين همه صحيفه چه مى شود! به او گفته مى شود: بتو ظلم نمى شود، پس آن كارت را در يك كفه ترازو، و آن صحيفه ها در كفه ديگر ترازو مى گذارند، آن همه صحيفه بالا آمده، و آن كارت از سنگينى به پايين مى رود.
و اين كلمه بزرگ فضايل بسياري در بر دارد كه الحافظ ابن رجب در رساله خود بنام (كلمة الإخلاص) آنرا آورده، و بر هر فضيلت آن دليلي ذكر كرده است كه من جمله چنين است:
اينكه بهاي بهشت است و كسيكه آخرين كلام و سخن او در دنيا لا إله إلاَّ الله باشد به بهشت وارد مى شود، و رهائي از آتش جهنم است، و سبب مغفرت و بخشيدن گناهان مى باشد، و بهترين نيكىهاست، و گناهان و خطايا را محو و نابود مى كند، و ايمان را در قلب تجديد مى نمايد، و صحيفهء اعمال را سنگين مى كند، پرده ها را گشوده تا به خدا برسد، و كلمه اي است كه خداوند قائل آن را تصديق مى نمايد، و آن بهتريـن كلمه است كه پيامبران بر زبان آورده اند، و بهترين وردهاست، بهترين اعمال وكردارهاست كه چند برابر مى شود، وبا آزاد كردن برده اي در اجر ثواب دارد، پناه دهنده از شياطين است، امان از وحشت قبر و هول و سختي روز محشر است، و آن شعار مؤمنين هنگام برخواستن از قبرهاست، و از جمله فضيلتها آن، اينكه دروازهاي هشتگانه بهشت را بر گوينده آن باز شده و از هر دري كه بخواهد داخل مى شود، و از فضايل آن اين است كه: اگر هم اهل اين كلمه بسبب تقصير در حقوق آن به دوزخ وارد شوند حتماً از آن خارج خواهند شد و در آن مندگار نمى شوند، اين مطالبي است كه ابن رجب در كتاب خود ذكر كرده و براي هر يك از آن دليل آورده است.
لا إله إلاَّ الله كلمه اي است كه مسلمان در أذان و اقامهء نماز و در خطبه ها و گفتگوي خود اعلان مى كند، و بوسيله لا إله إلاَّ الله آسمانها و زمين بر پا شد، و به سبب آن تمامي مخلوقات آفريده شدند، و بوسيلهء آن پيامبران عليهم السلام فرستاده شدند، و كتابهاي آسماني نازل گرديد، و حكم و شريعت الهي بر پا شد، و براي اين كلمه ترازوي اعمال و كردار بنىآدم گمارده شد، و روزنامه ها بر قرار شد، بازار بهشت و دوزخ بنا شد، و بخاطر اين كلمه خليقت به دو گروه مؤمن و كافر تقسيم شدند.
پس آن سرچشمهء خلق و طاعت و ثواب و كيفر و عقاب مى باشد، و آن حقي است كه براي جهانيان آفريده شد، و از اين كلمه و حقوق آن پرسيده خواهند شد، و بر آن ثواب و عقاب خواهند ديد، و بر آن قبله بر پا شد، و بر آن ملتها بنيان شدند، و بخاطر آن در راه خدا شمشير كشيده شد، و اين كلمه حق خدا براي تمامي بندگان خداست، پس اين كلمهء اسلام و كليد بهشت مى باشد، و از آن اولين و آخرين مخلوقات سؤال خواهند شد، و دو پاي بنىآدم از جاي خود سپري نمى شود و نمى گذرد تا اينكه از دو چيز پرسيده شوند: چه كسي را مى پرستيديد، و چه جواب پيامبران را داديد؟
جواب اولي حقيقت (لا إله إلاَّ الله) اقرار به آن، و درك به آن، و عمل به آن است.
و جواب دومي: حقيقت أنَّ محمداً رسول الله، درك و مطيع بودن و اطاعت از اوست. [زاد المعاد 1/2].
و كلمه لا إله إلاَّ الله جدا كننده بين اسلام و كفر است، و آن كلمهء تقوي و پرهيزگاري است، و آن حلقه عهد و پيمان است، إبراهيم u آنرا كلمه ماندگار قرار داده است، چنانكه خداوند مى فرمايد: )كلمة باقية في عقبه لعلهم يرجعون(. [الزخرف 28].
[و (خداوند) آن (سخن) را سخني ماندگار در (ميان) فرزندانش قرار داد، باشد كه آنان بازگردند].
و مى فرمايد: )شهد الله أنَّه لا إله إلاَّ هو والملائكة وأولو العلم قائماً بالقسط لا إله إلاَّ هو العزيز الحكيم(. [آل عمران 18].
[خداوند كه(همه امور هستي) را تدبير مى كند و فرشتگان و عالمان، گواهي دهند كه معبود (حقي) جز او نيست، (آري) معبود (حقي) جز او (كه) پيروزمندِ فرزانه است، نيست].
و اين كلمهء اخلاص و گواهي حق، و دعوت بسوي آن حق، و براءت از مشركان است، و به همين سبب خداوند مخلوقات را آفريده است، چنانكه مى فرمايد: )وما خلقت الجن والإنس إلاَّ ليعبدون(. [الذاريات 56].
[و جن و انس را جز براي آنكه مرا بندگي كنند نيافريده ام].
و به سبب همين كلمه استكه پيامبران فرستاده شده اند، خداوند مى فرمايد: )وما أرسلنا من قبلك من رسول إلاَّ نوحي إليه أنَّه لا إله إلاَّ أنا فاعبدون(. [الأنبياء 25].
[و هيچ رسولي را پيش از تو نفرستاديم مگر آنكه به او وحي مى كرديم كه معبود (حقي) جز من نيست، پس مرا بپرستيد].
و مى فرمايد: )ينزل الملائكة بالروح من أمره على من يشاء من عباده أن أنذروا أنَّه لا إله إلاَّ أنا فاعبدون(. [النحل 2].
[به اراده خويش فرشتگان را با وحي بر هركس از بندگانش كه بخواهد، نازل مى كند (با اين پيام) كه: هشدار دهيد: هيچ معبودِ (حقي) جز من نيست، پس از من پروا بداريد].
(سفيان بن عيينه رحمه الله گويد: خداوند بهترين نعمتها كه بر بندگان خود عطا فرموده اين است كه: (لا إله إلاَّ الله) را به آنها آموخته است، و كلمه (لا إله إلاَّ الله) براي بهشتيان مانند آب يخ، براي اهل دنياست). [كلمة الإخلاص لابن رجب ص52ـ53].
پس كسيكه آنرا بگويد جان و مال او مصون و محفوظ خواهد بود، و كسيكه از آن اعراض كند جان و مال او مصون نخواهد بود، بلكه جان مال او هدر است، چنانكه رسول الله (ص) مى فرمايد: ((من قال لا إله إلاَّ الله وكفر بما يعبد من دون الله، حرم ماله ودمه وحسابه على الله)). [مسلم].
كسيكه (لا إله إلاَّ الله) بگويد، و به آنچه كه غير از خدا عبادت شود كفر ورزد، جان و مال او مصون بوده و اجر و پاداش او نزد خداست.
هنگام دخول كافر در دين اسلام اولين چيزي كه از او خواسته مى شود همين كلمه است، چنانكه رسول اكرم (ص) معاذ بن جبل را بطرف يمن فرستاد و به او چنين فرمود: ((إنَّك تأتي قوماً من أهل الكتاب فليكن أول ما تدعوهم إليه شهادة أن لا إله إلاَّ الله …)). [متفق عليه].
تو بر اهل كتاب (يهود و نصاري) وارد خواهي شد، پس اولين چيزي كه آنها را بسوي آن دعوت مى كني گواهي دادن به اين كلمه است كه: معبودي بحق جز خداي يكتا نيست.
پس به آنچه گذشت منزلت و مقام و اهميت اين كلمه را در زندگي پي مى بريم كه اولين واجبات بر بندگان است، و پايه و ستوني است كه همه اعمال و كردار بر آن بنا و ساخته مى شود.
الله سبحنه وتعالى مى فرمايد: ( فويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون ) ( الماعون) يعنى: ( واى بر حال آن نماز گذارانى, كه در گذاريدن نمازهايشان سستى مى نمايند. در اين آيت كريمه الله تعالى آن اشخاصى را, كه به نماز خواندن پابند نيستند و آن را به طور درست نمى خوانند, تهديد و عذاب دوزخ كرده اند. اين چنين در جاى ديگرى از احوال دوزخيان چنين خبر مى دهد : (ماسلككم في سقرقالوا لم نكن من المصلين ) " المدثر: يعنى : ازدوزخيان مى پرسند : چه چيز شمارا به دوزخ دراورد ؟ آنان در جواب مى گويند : ما ازجملة نماز گذاران نبوديم . رسول اكرم( صلى الله عليه وسلم ) مى فرمايند:
(بين العبد وبين الكفر ترك الصلاة) " رواه مسلم " يعنى : در بين بنده وبين كفر امر فرق گذارنده ترك نماز است،از اين حديث شريف دانسته مى شود : كه رفتار بى نماز به رفتار كافر مانند مى باشد: اين نماز است كه در ظاهر مسلمان را از كافر فرق مى كند. اين معنا را رسول اكرم(ص) در حيث ديگرى چنين بيان كرده است: (من استقبل قبلتنا وصلى صلاتنا وأكل ذبيحتنا فهو المسلم) "رواه شيخان و غيرهما."
يعنى : هركه هنگام نماز رو به قبلة ما بگرداند ومثل ما نماز بخواند و از گوشت (ذبيحه) ما بخورد پس وى مسلمان مى باشد.
در اين حديث شريف رسول الله(ص) يكى از علامت هاى شناختن مسلمان مثل ما نماز خواندن را كفته اند.
در آنچه گذشت دو چيز ثابت مى گردد، اول اين، كه مسلمان را با نماز خواندن شناخته مى شود ديگر اين كه بى نماز دوزخى است. اين معنا را رسول الله (ص) چنين بيان كرده است:
( من حافظ عليها كانت له نورا و برهانا ونجاة يوم القيامة و من لم يحفظ عليها لم تكن له نورا ولا برهانا ولانجاة و كان يوم القيامة مع قارون وهامان و أبي بن خلف) "رواه أحمد والدارمي والبيهقي والطبراني وابن حبان وقال المنذري إسناد أحمد جيد كما في المرقاة."
يعنى هركه به اين پنج وقت نماز پابندى نمايد برايش فرداى قيامت نور و برهان و نجات خواهد بود. كسى به آن پابند نباشد برايش نه نور است و نه برهان ونه نجات . او همراه قارون، فرعون ، هامان و ابى پسر خلف در دوزخ خواهد بود. از اين حديث شريف ظاهر مى گردد، كه بى نمازهمراه اين بد بخت ترين كافران در سوخت و گداز بى نمازى خواهد بود. پس كسى ايمان به الله تعالى و به روز قيامت دارد بايد هرگز نماز را ترك نكند. از همين جهت امام ترمذى از عبد الله ابن شكيك روايت مى كند كه گفت :
(كان أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم لايرون شيئا من الأعمال تركه كفر غير الصلاة) "رواه الترمذي."
صحابگان پيغمبر الله تعالى ترك هيچ عملى را جز ترك نماز كفر نمى دانستند.
ب – انواع کفر: کفر دو نوع است : نوع اول : کفر اکبر که انسان را از دایرة اسلام خارج می کند، و خود به پنج نوع تقسیم می شود :
نوع «الف»- کفر تکذیب: خداوند می فرماید :
﴿وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُ أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْكَافِرِينَ﴾. (عنکبوت / 68)
بقلم: استاد هشام طلبة پژوهشگر مسلمان مصری
مترجم: دكترسيداحمد هاشمی

در يک اقدام تحريک آميز جديدى عليه اسلام، بندیکت شانزدهم پاپ رم، طي مراسم عشاء رباني عيد پاک سال ۲۰۰۸، در جلو همه جهانيان، اقدام به تعميد يک مصري مهاجر بنام مجدي علّام نمود. حقيقتا توصيف اين اقدام به “تحريک آميز” از خودم نيست، بلکه از مجله امريکايي نيوزويک است كه در تاريخ ۸/۴/۲۰۰۸ با تيتر “مسيحيان جنجالي وميانه روي اسلامي” آنرا تحريک آميز خواند، همچنين مجله واشنگتن پست در شماره آوريل ۲۰۰۸ يادآور شد که اين اقدام موجب تشديد تنش بين واتيکان و جهان اسلام خواهد شد.
اوسرواتوري رومانو”OSSERVATORE ROMANO” مجله رسمي واتيكان در توضيح اين ماجرا گفت:” تعميد مجدي علام آزادي ديني را بصورتي آرام وآشکار تشديد نمود” سپس خاطرنشان نمودند که بندیکت نمي دانسته که اين اقدام موجب خشم مسلمانان مي شود، درست مانند دوسال پيش که پاپ در آلمان سخنراني تحريک آميزي را بر عليه مسلمانان ايراد نمود، وگفت که نمي دانسته که رسانه ها، آن رويداد را به تصوير مى کشند.(مثل اينکه با دوربين مخفي از او فيلم گرفته اند!!)
البته اين اولين اهانت بندیکت نيست، سخنراني تحريک آميز دو سال پيشش -سال ۲۰۰۶- بر عليه اسلام

جایگاه دینی قابل توجهی برخوردار است و تمام گروهها، مذاهب و رویکردهای اسلامی بر این امر اتفاق نظر دارند پس جای هیچ شگفتی نیست اگر تمام مسلمانان دفاع از قدس، غیرت نسبت به آن، پاسداری از حریم و مقدساتش و قربانی کردن جان و مال در راه حمایت از آن و دفع متجاوزان را بر خود واجب بدانند. ممکن است مسلمانان، اعراب و فلسطینیها در موضعگیری خود نسبت به مسألهی صلح با اسرائیل و جایز بودن یا نبودنش و در صورت جایز بودن، موفق شدن یا نشدنش اختلافنظر داشته باشند. اما همهی آنها ـ مسلمانها و اعراب و فلسطینیها ـ در اسلامی و عربی بودن قدس، لزوم حفظ این هویت و مسألهی مقاومت با تلاشهای مذبوحانهی اسرائیل برای یهودی کردن آن و تغییر آثار و مسخ شخصیت تاریخیاش و زدودن نشان عربی و اسلامی و مسیحی از چهرهی آن اختلاف ندارند. قدس از قداست اسلامی بزرگی برخوردار است که در قلوب مسلمانان و در حافظهی آنها نقش بسته است.
قدس قبلهی اول مسلمانان، سرزمین اسرا و معراج، سومین شهر دینی بزرگ مسلمانان، سرزمین نبوتها و برکات و سرزمین دفاع و جهاد است.( بر گرفته از سایت سعادت انسان در پناه اسلام )

مخالفت و توهين نسبت به پيامبر اسلام (ص)، دلايل مختلفي ميتواند داشته باشد كه جملگي آنها در «ناداني و ناتواني» توهينكنندگان و حاميان آنها خلاصه ميشود.
موضع اسلام در برابر دنياي كافران
ميتوان علت اصلي مخالفت کافران با اسلام را ايستادگي اسلام در برابر دنياي آنان دانست و ايشان براي بقاي خود به عنوان ابرقدرتهاي اقتصادي و سياسي جهان به اين اقدامات دست زدهاند. در حقيقت، علت اصلي مخالفت کافران و مشرکان با اسلام، دنياطلبي آنان و پيروي از شهوات است.
بيداري مسلمانان و سعي در بازيابي عزت از دست رفته خود كه به سبب دورماندن از معارف اسلام ناب و قرآن كريم است، دنياي غرب را به شدت نگران كرده است كه مبادا با دستيابي مسلمانان به انديشههاي ناب و متعالي مطرح شده در اسلام كه نتيجه آن عزت و اوج مجدد اسلام خواهد بود، به دوران توحّش خود (قبل از رنسانس) بازگردند كه اين همان تفكر فرعوني است.
وعده الهي در جهانگيري و فراگيري اسلام در پستهاي حساس جهان، وعدهاي تخلفناپذير است كه با بيداري مسلمين و تلاش براي رسيدن به آن آرمان، دنياي غربيان را به مخاطره انداخته است. البته تبليغات غربيان، عليه اسلام نيز پاسخي مخالف خواست آنان را به ايشان داده است و باعث شده تا آن دسته از مردم غرب كه با انديشهاي سالم به سراغ اسلام ميآيند به اين دين مبين گرايش پيدا كنند. اين عوامل سبب شده است كه مزدوران، با قلم به مزدي خود، منفعلانه در برابر فعاليت اسلام و مسلمانان دست به اقداماتي توهينآميز بزنند.
عجز در هم آودی با قرآن .
تحدي و هماوردطلبي قرآن، از ديرباز مخالفاني را براي اين كتاب و معارف آن و سخنان پیامبر اسلام، به وجود آورده است. اين هماوردطلبي كه نتيجه اطمينان قرآن به خودش است، باعث شده تا از زمان نزول قرآن تا كنون، برخي ابلهان و به تعبير قرآن، «فاسقان و کافران »از آنجا كه نميتوانند به اين ادعاي قرآن، پاسخ دهند، شبهاتي را مطرح ميكنند تا بلكه بتوانند سدّي در برابر نشر معارف قرآن ايجاد كنند، در حالي كه قرآن، پاسخ آنها را در زمان نزول داده است و آنها نميدانند يا نميخواهند بدانند. اما بالاخره جريان اسلام راه خود را خواهد رفت و كفهاي روي آب را نابود خواهد كرد و خارهاي مسير را به كناري خواهد زد.
وظایف عموم مسلمانان با مطالعه تواریخ اسلام و زندگانی پیامبر اسلام (ص)
يكي از مهمترين وظايف هر مسلمان، آشنايي با تاريخ صدر اسلام و زندگي پيامبرشان است. اين كه اصولاً مخالفان پيامبر اکرم، چه كساني و با چه عقايدي بودند و از چه ابزاري براي مخالفت استفاده ميكردند؟ پيامبر، در برابر توهينها، مشكلات و موانع چگونه ايستادگي مينمودند و چگونه نيروهاي خود را در برابر آن جريانات، به كار ميگرفتند؟
همچنين سيري در زندگاني اصحاب و یاران آن حضرت و رفتار آنان در برابر مشكلات ايجاد شده براي پيامبر و مخالفتهاي با آن حضرت، ميتواند راهگشا باشد.
ضمن اين كه بايد بدانيم ياران و اصحاب نبي مکرم اسلام، چگونه برخورد ميكردند؟ آيا در حضور و حتي در غياب آن حضرت، به وظيفه خود در حمايت از ايشان، عمل ميكردند؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، اين عمل را چگونه انجام ميدادند؟
مسايلي از اين دست، ميتواند به ما كمك كند تا وظيفه خود را به درستي بشناسيم.
در هر دورهاي كه مخالفت با پيامبر اكرم وجود داشته از ترفندهاي مختص آن زمان استفاده شده است، ولي ابزار مشترك آنها، «هنر و تبليغات» بوده است. اين كه در صدر اسلام ، مشرکان با تبلیغات دروغین قصد در خدشه دار کردن شخصیت پیامبر داشتند ، و اين كه در سالهاي پيشرفت بشر، با چاپ كتابهايي عليه پيامبر اسلام و قرآن (همانند سلمان رشتی) ، گروهي را به انحراف انداختند، از كاريكاتور ، طنز ، شعر و ادبيات ، نرمافزارهاي رايانهاي، سايتهاي اينترنتي و ... بر ضد انديشههاي اسلامي استفاده ميشود، همگي يك سرمنشأ دارد و آن استفاده نادرست از هنر و تبليغ است.
با آشنايي با مسايل فوقالذكر، ميتوانيم با كمك انديشمندان و علما، به يك جمعبندي كلي رسيد كه چه كسي، چگونه اقدامي را انجام دهد؟ مثلا اگر در سطح دولتها بحث ميشود، به اين نتيجه برسيم كه آيا استفاده از سلاح نفت، در روزگار كنوني و موقعيت امت اسلامي، ميتواند ابزار مخالفت مناسبي در سطح دولتها باشد يا خير؟ يا اگر در سطح ملتها سخن گفته ميشود، ببينيم كه ملتها چگونه و با چه ترفند اثرگذاري ميتوانند مخالفت خود را با اين اقدامات شنيع ابراز كنند. مثلا آيا با تحريم كالاهاي كشورهاي توهينكننده ميتوانند به اعتلاي اسلام كمك كنند يا خير؟
یکی از وظايف مسلمانان، در هر زمان و در هر زمينهاي، اطاعت از علما و بزرگان دینی و مذهبی است و در مرحله بعد علما نيز بايد پيشاپيش مردم حركت كنند و با روشنگري و تذكر، مردم را از خطري كه در برابرشان قرار دارد، آگاه كنند.
طبق آيه شريفه قرآن كريم، بايد مسلمانان هميشه و به طور همهجانبه آماده باشند كه اين كار دشمنان شناخته شده و ناشناس خدا و مسلمانان را ميترساند . نيروهاي مسلمان بايد كه با انسجام و اتحاد، بتوانند نيروي خود را به رخ کفار وموهنین بكشند و حتي در صورت توانايي ، سيستمي دفاعي براي خود تدارك ببينند كه نمونه جديدي از انواع دفاع باشد تا دشمن به راحتي نتواند نقشههاي آنان را تشخيص دهد و براي مقابله با آن، از قبل طراحي كند.
دولتهاي اسلامي ، طبق فرمايش برزگان دین باید برای پیاده کردن راهکارهایی برای ایجاد توافق و اتحاد بین مسلمین تلاش کنند .
آشنا کردن مردم جهان با فضايل اخلاقي پيامبر اسلام با استفاده از همه ابزارهاي تبليغي و به زبانهاي مختلف دنيا.
فعاليتهاي ديپلماتيک؛ همچون سفر به کشورهاي مختلف اسلامی و مذاكره با آنها، درخواست به موقع تشكيل نشستهاي مرتبط و تصميمگيريهاي کلان، استفاده از ظرفيتهاي مجامع بينالمللي اسلامي و جهاني، صدور بيانيهها و قطعنامهها در زمان واقعي آنها.
ايجاد انسجام عملي بين کشورهاي اسلامي.
استفاده از ظرفيتهاي بالقوه کشورهاي اسلامي، مانند موقعيتهاي جغرافيايي، اقتصادي و ... .
انتشار بيانيهها و اطلاعيههايی که به پیشرفت امت اسلامی کمک می کند .
ايجاد اتحاد عملي بين اقوام و گروههاي داخلي و جلوگيري از توهين و تمسخر آداب، رسوم، گويشها و... .به دیگر مذاهب اسلامی .
راهکارها و روشهایی که در بالا ذکر شد در صورت عملی شدن کمک بسیار بزرگی در تحقق اهداف امت اسلامی مخصوصا وحدت و انسجام امت اسلامی خواهد بود . خداوندا این چنین بادا .

هشدار نسبت به عواقب تشدید اختلافات مذهبی
در هر حال نباید برادران شیعه مراسمشان را به نحوی برگزار کنند که باعث تحریک احساسات برادران سنی شود و آنها احساس کنند که به مقدساتشان توهین میشود. محبت خلفای راشدین حضرت ابوبکر صدیق، عمر فاروق، عثمان ذیالنورین و علی مرتضی رضیاللهعنهم و جمیع صحابه و اهلبیت ییامبر صلیاللهعلیهوسلم جزء لاینفک اعتقاد ما است و ما فردا جواب خودمان را خود در بارگاه الهی خواهیم داد.